ما هرروزکه می آییم نمایشگاه ،به آقای غفاری زبان محلی خودمون رابه اون نشان میدهیم.
من میترسم که زبون خودش رو یادش بره و زبون ما رو یاد بگیره مثل(خنه کن) یعنی خنده بکن ...
شما هم به نمایشگاه ما در تهران سری بزنید !

من با اینکه درمدرسه کالو درس نمی خوانم و الان به راهنمایی رفته ام ولی بازهم به کمک معلم خوبم آقای شعرانی رفتم وباکمک مردم روستا، خودمان نمایشگاه را براه انداختیم .
مردم ازهمه جای ایران به بازدید مدرسه ی مامی آیندو حتی چهار جهانگرد از کشور لیتوانی هم به نمایشگاه ماسر زدند.
و این خود نشان می دهد که همه ی مردم ایران وجهان برای ما احترام می گذارند و ما را دوست دارند همینطور که ما همه ی آن ها را دوست داریم .
همه از دستم ناراحت اند که چرا دیر می نویسم .وقتی می خواهم پست جدید بنویسم مجبورم بیام دیّر خانه ی آقای شعرانی معلم مان،و پست جدید توی وبلاگم بزارم . آخه کالو اینهمه کار انجام شده اما هنوز اینترنت پر سرعت نداریم ! اگه اینترنت پرسرعت برامون بیاد قول میدم جواب نظرهای همه رو بدم .
من آرزو دارم روزی روستای کوچک ما هم توی نقشه باشد.

روستای کالو
رفته ام اول راهنمایی
امسال هم قبول شده ام برای دوم راهنمایی
نمی دونم چطور بنویسم تا یاد بگیرم بیشتر می نویسم
تازه بابام میخواد دوربین برام بخره و من عکس هام رو اینجا میزارم
من با کمک معلم زود وبلاگ نوشتن رو یادم می گیرم.
